آنیساآنیسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

نی نی نازم

چهار ماهگی

1391/10/6 16:38
نویسنده : الناز
372 بازدید
اشتراک گذاری

 سلام آنیسای مامان

عزیز چهار ماهه من

چقدر زود گذشت 4 ماه . 2 هفته دیگه باید واکسن چهار ماهگیت رو بزنیم و من چقدر میترسم

از وقتی واکسن دوماهگت رو زدیم تو تو بیداری شیر نخوردی.

من باید تو بغلم و سرپا بهت شیر بدم یا بخوابونمت تا شیر بخوری

خیلی غصه خوردم

هر روز گریه کردم .آرزوم بود که تو رو با شیر خودم تغذیه کنم و خیلی نذر و نیاز کرده بودم تا شیرم برات کافی باشه. اصلا به اینکه شاید روزی تو اصلا نخوای شیر منو بخوری فکر نمی کردم

دیسکم عود کرده و نمی تونم سرپا بهت شیر بدم ولی من تسلیم نمی شم و به هر طریقی شیرم رو میریزم تو گلوت تا تو گشنه نمونی . تو هنوز خیلی کوچولویی .امیدوارم یکمی که بزرگ شدی بهم وابسته بشی و خودت مثل بقیه بچه ها تو بغلم شیر بخوری.

راسته من چون نمی تونم سر پا بهت شیر بدم خاله سولماز (فرشته نجات من) اومده تبریز تا تو گشنه نمونی و وقتی بیداری و گشنه سر پا بهت شیر بده

سولی جونم عاشقتممممممممممممممممممم .فرشته ای که فقط تو درکم کردی

گریه و ناراحتی بسه دیگه

و اما آنیسای من چه بلایی شده.جیغ های شاد میزنی و بهم می خندی چشمات وقتی می خندی برق میزنه و من اون لحظه تموم خستگیم یادم میره

وقتی با دستای خودت بلندت می کنم ذوق می کنی و لبخند میزنی

جلوی تلویزیون که  درازت می کنم فک می کنی دارن با تو حرف میزنن و می خندی و جیغ میزنی و من میمیرم برا این اداهات .وقتی چیزی میدم دستت با تعجب اول نگاه می کنی و بعد میگیری .

صبح که از خواب پا میشی اونقدر خوش اخلاقی که خاله الهام و آرزو رو مجبور مکنی دیر برن سر کار.

ههههههههههه بلای مامان

دوستت دارم

ناز منی. عشق منی

چند تا از عکسات رو میزارم برات

 این عکس رو خیلی دوست دارم. هر وقت تو پی پی می کنی بابا امیر اینجوری نگهت می داره تا کاملا تخلیه بشی هههههههه

 

ووووو

من و جیگرم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

افسانه مامی پارمین
7 دی 91 10:23
میبینم که دوهفته زودتر به استقبال چهار ماهگی دخترت رفتی . ماشالله به مامان و دختر . هر دوتاتون خیلی دوست داشتنی هستید . آنیسا جون رو از طرف من ببوس
شیما
7 دی 91 21:34
ای جان چه دخمل نازی داری...ایشاله همیشه سالم و شاد باشه ...
مامان الی
8 دی 91 12:06
میسی افسانه جونم بوسسسسسسسسسسسسس ممنون شیما جون ایشا.. دخمل تو هم به سلامتی بیاد بغلت گلم
سانی مامی شادیسا
9 دی 91 11:14
وای خیلییییییییییییییییی سخته که ایستاده شیر میدی ... نباید از اول این جوری عادتش میدادی! ولی خب امیدوارم با کمک اطرافیان این دوران سخت رو سپری کنی . بووووووووووووووووس واسه انیسا و مامان نازش
نیلی
10 دی 91 9:47
الی جونم خیلی ذوق کردم چه ماه شده ماشالله مراقب خودت باش
رجبی
10 دی 91 13:11
سلام دوست من وبلاگ قشنگتون رو ديدم جالب بود. من طراحي تقويم کودک انجام ميدم، اگر دنبال يه هديه خوب واسه کوچولو و خانوادتون براي عيد نوروز 1392 ميگرديد توصيه ميکنم يه سر به وبلاگ من بزنيد مطمئن باشيد پشيمون نميشيد. با تشکر، منتظر نظرات شما هستم. http://calenderbaby.persianblog.ir http://taghvimkoodak.persianblog.ir
مامان الی
10 دی 91 22:48
فدات شم نیلی منتظر نی نی ناز تو هستم بوسسسسسسس
خاله مزگان(مامان گلبرگ)
12 دی 91 2:03
سلام دوست جونم خوبی .خیلی وقت بود نبودی.ماشالاه چه مادر و دخمل نازی. من تبریز زیاد میام اگه اومدم حتما یه قرار بزاریم هم دیگه رو ببینیم. آنیسا جونم رو هم ببوس
مامان الی
13 دی 91 23:46
سلام مِژی جونم حتما خیلی عالی میشه
طیبه
17 دی 91 11:15
ای جونم گل دختر شاد باشین هر سه همیشه
میرزا کوچک خان
18 دی 91 19:46
جونم... چه مادرو دخمل ناناسی ای....
nafiseh
18 دی 91 22:01
delam barat tang shode to tariki shir bedam - sir o peyaz o mahi o kalam nakhoram - tv khamosh bashe - kasi bahash harf nazane
((ف))
19 دی 91 0:21
سلام خوبین؟چند وقت پیش اتفاقی با وبتون آشنا شدم ....باخوندن مطالبتون یه حس خوبی نسبت بهتون پیدا کردم و عکستون هم بهم نوستالژی مثبت داد دلیلشو هنوز کشف نکردمخیلی دوستون دارم امیدوارم دوست خوبی واستون باشم
حدیث بانو
19 دی 91 15:45
سلام الی جون خوبی؟ دیدم تو کلوپ در مورد شیر خوردن انیسا چی گفتی انگار امیر حسین رو توصیف کردی خستم کرده با سرنگ شیر و لعاب برنج میریزم تو گلوش تازه نصفشو میریزه بیرون فقط وقتی بخوایه تو خواب میخوره تازه خوابیدنشم با عذابه باید رو پا تکونش بدم اگه بزارمش زمین یا تخت بیدار میشه و گریه میکنه
Mumy
20 دی 91 18:58
عزیزم چه مامی و دخمل ناسیییی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد